محمد دريايى
535
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
درمان با آب زمزم احكام آب باران و آب رود فرات و كراهت نوشيدن آب كبريت ( آب گوگرددار ) و آب شور و شيوههاى درمان به وسيلهى آنها و آب « برهوت » و خوردن تگرگ و حكم آب رود نيل در مصر و آب عقيق و سيحون و جيحون . امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : « آب زمزم » بهترين آب بر روى زمين است و بدترين آب روى زمين آب « برهوت » است كه در حضرموت قرار دارد و سران كفار شبانگاهان به آنجا رفته از آن مىنوشند . امير المؤمنين عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكند كه : « آب زمزم داروى هر بيمارى است كه بدان منظور خورده شود » روايت است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله زمانى كه در مدينه بود از مردم مىخواست كه آب زمزم برايش هديه بياورند . ابو حمزه ثمالى مىگويد : در كنار آب زمزم بودم كه مردى به سمت من آمد و به من گفت : اى ابو حمزه ! از اين آب مخور كه جن و انس در اين آب شريكند « 1 » و از اين آب ( اشاره به آب زمزم ) بنوش كه انحصارا براى انسانهاست . او مىگويد : از گفتهى اين مرد متعجب شدم و گفتم او از كجا اين مطلب را مىداند ؟ اين مسأله را به عرض امام باقر عليه السّلام رساندم و سخنان آن مرد را براى ايشان بازگو كردم . امام به من فرمود : آن مرد از جنّيان بوده و خواسته تو را ارشاد كند ! « مصادف » نقل مىكند كه مردى از دوستان ما در مكه چنان بيمار شد كه در بستر مرگ افتاد . ما امام صادق عليه السّلام را در راه ديديم . امام فرمود : اى مصادف ! فلانى چه مىكند گفتم : فدايت شوم او را در بستر مرگ رها كرديم . امام فرمود : اما اگر من جاى شما بودم از آب ميزاب [ ناودان طلاى نصب شده بر بام كعبه ] به او مىدادم . مصادف نقل مىكند كه ما هركجا رفتيم و آن آب را طلب كرديم نيافتيم . و در همين احوال بود كه ابرها متراكم شده و رعد و برقى ايجاد شد و باران آمد .
--> ( 1 ) . مقصود آب آشاميدنى معمولى غير از آب زمزم است .